مراجعه کننده خانمی بیست هشت ساله و باز هم موضوع مورد درخواست تنظیم سند در مورد مهریه و گرفتن وکالت طلاق از مرد منتهی با این تفاوت که خانم حاضر شده بود برای گرفتن وکالت برای موافقت با طلاق توافقی علاوه بر مهریه و نفقه و احرت المثل و سایر حقوق مالی خود سی و پنج میلیون تومان هم به شوهرش ببخشد (بذل کند) .
خانم با ارائه کارت ملی خودشان گفت آقا تو را به خدا به جهره مظلومانه اش نگاه نکنید هر کس او را می بیند فکر می کند امامزاده است اما نمی دانید چه آدم موذی و بد ذاتی است چند ساله که بی کاره دنبال کار هم نیست و همه مخارج خانواده را من مجبورم تامین می کنم .
از شغلش پرسیدم در یکی از بیمارستان های خصوصی کار می کرد پدرش هم به دلیل اختلافات دختر و دامادش ظاهرا تازه از شهرستان آمده و همراه زن جوان بود برای تعیین تکلیف حضانت طفل مشترک در وکالت نامه و اینکه اگر فرزندی دارند چند سال سن دارد پرسیدم که خانم گفت دخترشان شانزده ساله است !
برای یک لحظه بی اختیار به چهره پدر دختر خیره شدم ازدواج دختری دوازده و روانه کردن آنها به تنهایی از شهرستانی کوچک به شهری بزرگ با وجود انواع آسیب هایی که در تهران انتظارش را می کشید ؟!
نمی دانستم چه بگویم با لهجه شمالی حرفایی زد که زیاد بخاطرم نمانده !
هر دو آنها بعد از ارائه مدارک و مستندات تا آماده شدن سند و مراجعه آن خانم با همسرش دفترخانه را ترک کردند .
دو سه ساعت بعد زتگ تلفن به صدا در آمد همان خانم بود با صدای بغض الود از من خواست برای نوشتن سند فعلا دست نگهدارم ظاهرا شوهرش زیر توافق شان زده و برای امضای سند و دادن وکالت علاوه بر بخشیدن همه مطالبات خانم و سی و پنج میلیون تومان که قرار بود نقدا دریافت کند خواسته بود تا تمام اثاثیه خانه و دار و ندارش را هم در برابر حق طلاق به او واگذار کند !


....خاطرات دفترخانه